شایانشایان، تا این لحظه: 14 سال و 2 روز سن داره

عشق مامان و بابا شایان

اولین حموم پسر کوچولو

همیشه دلم میخواست اولین حمومت    رو  مامان نوشی ببره اخه من و دایی ها و خاله رو هم مامانی برده حموم برا همین لباساتو جمع کردیمو همگی رفتیم اونجا مامانی رفت حمومو داغ کرد و تو با خاله فرناز رفتین تو ما یعنی زن دایی فریناز و مامانی هم لباساتو  با یه جای گرم و نرم رو  اماده کردیم که شما تشریف اوردین سردتون نشه !!!! همش منتظر بودیم صدای گریتو بشنویم هر چی صبر کردیم هیچ خبری نشد نگو تو حموم هم داشته خوابت میبرده اینقد حموم و دوست داشتی خلاصه شایان جان اومدی بیرون و من و مامانی و زن دایی تند تند بدن کوچولوتو پودر رو روغن زدیم و لباساتو تنت کردیم  یه ژاکت هم برات گرفته بودم مامانی ولی خیلی هنو...
4 شهريور 1392

وای چقد دیر... 8 9 10 ماهگی

وای خدایا   خیلی شیطون شدی جیگر مامان اینقد که سه ماهه نمیتونم بیام بنویسم که چه اتفاقاتی افتاده وروجک من عزیر اتفاقاتی که تو این سه ماه افتاده رو سعی میکنم همه رو برات بنویسم و هرچیش جا افتاد رو ببخش مهمترینش این بود که مامان مکی 25-2-92 به رحمت خدا رفت   عزیزمامان به سرعت داری رشد میکنی طوری که واقعا تاریخ کاراتو فراموش میکنم ولی دندونات الان به 8 تا رسیده 4 تا بالا 4 تاپایین امروز دقیقا 10 ماه و یک هفتت هست جونم   اخرای 8 ماهگی وقتی که به سرعت میخریدی رو زمین و اواسط 9 ماهگی شروع کردی به چهاردست وپا راه رفتن  و شروع ده ماهگی دستتو گرفتی به در و دیوار مبل رو پاهای کوچولوت وایمیسی ...
4 شهريور 1392
1