اولین حموم پسر کوچولو
همیشه دلم میخواست اولین حمومت رو مامان نوشی ببره اخه من و دایی ها و خاله رو هم مامانی برده حموم برا همین لباساتو جمع کردیمو همگی رفتیم اونجا مامانی رفت حمومو داغ کرد و تو با خاله فرناز رفتین تو ما یعنی زن دایی فریناز و مامانی هم لباساتو با یه جای گرم و نرم رو اماده کردیم که شما تشریف اوردین سردتون نشه !!!! همش منتظر بودیم صدای گریتو بشنویم هر چی صبر کردیم هیچ خبری نشد نگو تو حموم هم داشته خوابت میبرده اینقد حموم و دوست داشتی خلاصه شایان جان اومدی بیرون و من و مامانی و زن دایی تند تند بدن کوچولوتو پودر رو روغن زدیم و لباساتو تنت کردیم یه ژاکت هم برات گرفته بودم مامانی ولی خیلی هنو...
نویسنده :
مامان فرنوش
17:12


